منکب: [در اصطلاح فقه] محل اتصال بازو و شانه، دوش.
منقله: [در اصطلاح فقه] زخمیکه استخوان را میشکند و آن را جابجا میکند. دیه آن پانزده شتر است.
منقله: [در اصطلاح فقه] زخمیکه استخوان را میشکند و آن را جابجا میکند. دیه آن پانزده شتر است.
منفعه: [در اصطلاح فقه] خیری که ملازم اعیان است چه موافق با خواسته نفس باشد یا نباشد مانند منفعت خانه.
منعقده: [در اصطلاح فقه] سوگند برکاری که در آینده انجام ميدهد یا نمیدهد و شکستن آن موجب کفاره میشود.
منطوق: [در اصطلاح فقه] آنچه که لفظ در محل نطق بر آن دلالت میکند.
اقسام منطوقی که تاوبلبردار نیست و آن نص است و منطوقی که تاوبلبردار است و آن ظاهر است.
اعتكاف
1-اعتكاف: درلغت بمعنی ملازم شدن چیزی و نفس را برآن حبسكردن است، خواه آن چیز خوب باشد یا بد. خداوند میفرماید:" ما هذه التماثيل التي أنتم لها عاكفون [چیستند این مجسمههائیكه شما در برابر آنها بزانو نشسته و اعتكاف كردهاید؟ ]".
معنی عاكفون در آیه: در برابرآنها ایستاده و آنها را پرستش میكنید. در فقه، اعتكاف بمعنی ملازم شدن مسجد و اقامت درآن بمنظور تقرب بخداوند است.
٢-دلیل شرعی اعتكاف: اجماع علما برآنستكه اعتكاف یك عمل شرعی و دینی است. چه پیامبر صلی الله علیه و سلم هرسال درماه رمضان ده روزدرمسجد اعتكاف میكرد و چون سال مرگ آن حضرت فرا رسید، آن سال بیست روز اعتكافكرد.
این وب تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد و فقط عقیده اهل سنت و جماعت را بیان میکند و هدفش فقط رضای الله جل جلاله میباشد