معیر: عاریه دهنده، کسی که استفاده و بهرهمندی از مالش را برای دیگری روا میدارد.
معذر: [در اصطلاح فقه] با تخفیف کسی که معذور است اما با تشدید یعنی کسی که عذر ندارد.
معدوم: [در اصطلاح فقه] بر دو قسم است: 1-حقیقی ٢- شرعی.
احکام: قرار دادن معدوم به جای موجود ٢- قرار دادن موجود به جای معدوم ٣-انتقال به بدل به
سبب عدم ٤-بیع معدوم.
معاوضه: [در اصطلاح فقه] پرداخت قیمت مالی که ازدیگری گرفته یا تلف کرده باشد .
اقسام معاوضه: 1- معاوضه عقد ٢-معاوضه ضمان.
در زمان خلافت سيدنا عثمان رضي الله عنه فتوحات اسلامي به اوج رسيد. محبت جهاد در راه خدا و شوق شهادت، دل نبستن به دنيا و تكيه نكردن به تعداد نفرات و امكانات جنگي و شجاعت و دليري فوق العاده و مشاهده ي نصرت هاي آشكار خداوندي و عوامل ديگري كه اسلام در قلوب مسلمين پديد آورده بود،
معاهد: [در اصطلاح فقه] کسیکه ولی امر مسلمین با او یا دولتش معاهده صلح یا معاهده عدم تجاوز بسته باشد.
مطلق: [در اصطلاح فقه] آنچهکه شامل ذات میشود مانند رجل، ولی مقید شامل ذات و صفات میشود مانند رجل عالم.
مضاربه: [در اصطلاح فقه] عقدی است که سرمایهدار مالی را به عامل میدهد که با آن داد و ستد کند و سود بر اساس توافق در بین آنان تقسیم میشود. ولی خسارت فقط بر صاحب مال وارد میشود و عامل زحمتش بر باد میرود. قراض نیز نامیده میشود.
مضطرب: [در اصطلاح فقه] حدیث مضطرب حدیثی است که یک راوی یا بیشتر آن را به صورتهای مختلف و متساوی روایت میکنند به گونهای که جمع و توفیق در بین آنها ممکن نیست.
این وب تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد و فقط عقیده اهل سنت و جماعت را بیان میکند و هدفش فقط رضای الله جل جلاله میباشد