فرزندش را به ديگري هبه كرده و اكنون پشيمان است
چه ميفرمايند علماي دين در مسئله ذيل:
اينجانب نعمت الله و همسرم چون صاحب فرزندي نشده و نبودهايم در دو سه سال اخير فردي بنام قلندر كه تبعه افغانستان و مقيم زاهدان بوده و عيالش در بيمارستان فوت كرده بود طفل شيرخواره بازمانده از مادرش را كه توانائي نگهداري و حضانت او را نداشته بفرزندي به ما دادهاست كه مبلغي هم در ازاء چنين محبتي از ما دريافت داشته است.
حال كه ملاحظه نموده طفل پس از تحمل زحمات و هزينههائي به سن 5/3 سالگي رسيده و به اين خانواده علاقمند و اين خانواده هم مانند فرزند خود نسبت به اين طفل علاقه پدرو مادري و فرزندي پيدا نمودهاند مدعي استرداد طفل از اين خانواده گرديده است آنهم در صورتيكه سوء نيت نامبرده از اين ادعا براي اين خانواده نامفهوم باقي مانده است.
لذا با فتواي شرعي كه صورت گرفته دستور به استرداد طفل در قبال استرداد وجه پرداختي قبلي داده شده كه به نظر اين خانواده صحيح نبوده و با مقررات شرع مطابقت ندارد ولي چون از طرفي طفل به اين خانواده انس زياد پيدا نموده و از طرف ديگر همسرم مانند مادري حقيقي از اين جهت دچار ناراحتي شديد شده است، تحويل طفل به چنين پدري باعث بدبختي اين طفل خواهد شد.
استدعا دارم در حل و فصل قضيه شرعاً اقدام نمايند و اجر عظيم براي خود نزد خداوند متعال محفوظ دارند.
الجواب باسم ملهم الصواب
از استفتاء معلوم ميشود كه چند چيز قابل تحقيق و تفحص است:
الف: آيا بخشيدن آقاي قلندر دختر خود را به آقاي نعمت الله شرعاً معتبر است يا خير؟
ب: تربيت و حضانت حق بچه است يا پرورش دهنده يا هر دو؟
ج: بچه نابالغ اختيار دارد كه با هر شخص ميلش باشد برود يا خير؟
د: نان و نفقهايكه نعمت الله براي دختر مصرف كرده بر پدر دختر لازم است كه به آقاي نعمت الله بدهد يا خير؟
ﻫ: پوليكه نعمت الله به قلندر در ازاي بچه دادهاست بر ذمه قلندر لازم است كه برگرداند يا خير؟
جواب الف: دختر چون آزاده است نه فروختنش درست است و نه هبهاش، لذا بخشيدن قلندر دخترش را شرعاً ساقط الاعتبار است و اين حكم بديهي است و نياز به حواله ندارد.
جواب ب: تربيت و حضانت حق هر دو است بنابراين با وجود پدر كسي نميتواند دختر را از پدر جدا كند و اگر با وجود توانائي پدر از حفاظت دختر خودداري كند. مرتكب گناه شده است.
وفي الرد:
«ثم رأيت بخط بعض العلماء وعن الـمفتي أبي السعود مسئله في رجل طلق زوجته ولها ولد صغير منه واسقط حقها من الحضانة وحكم بذلك حاكم فهل لها رجوع باخذ الولد؟ الجواب: نعم، لها ذلك فان أقوي الحقين في الحضانة للصغير ولئن اسقطت الزوجة حقها فلا تقدر على اسقاط حقه ابداً». [رد الـمحتار: 2/690].
جواب ج:
و في الدر: «ولا خيار للولد عندنا مطلقاً ذكراً كان أو أنثي».
وفي الرد:
«قوله: «ولا خيار للولد» أي إذا بلغ السن الذي ينزع من الأم يأخذه الأب، ولا خيار للصغير لأنه لقصور عقله يختار من عنده اللعب، وقد صحَّ أنَّ الصَّحابةَ لم يخيروا. وأما حديث أنهr: خير فلكونه قال: «اللهمَّ اهده» فوفق لا اختياراً لا نظر (...) بدعائه عليه الصَّلاة والسَّلام، وتمامه في الفَتْحِ».
يعني بچهايكه در زماني رسيد كه مناسب است الان تربيتش را پدر بكند از مادر گرفته و به پدر حواله شود، با وجوديكه شفقت مادري از حد زياد است.
در مسئله فوق شفقت قلندر (پدر) از شفقت نعمت الله و زوجهاش كه هر دو بيگانه هستند زيادتر است و اگر حق حضانت را پدر ترك كرده از جهت ضرورت بوده و الان آماده است كه خودش دختر خويش را تربيت كند و كسي نميتواند او را از اين حق محروم كند اگرچه حاكم باشد علي الخصوص دختر بعد از ٧-٦ سال به سني ميرسد كه جايز نيست در كنار شخص نامحرم باشد.
جواب د: آنچه كه نعمت الله بر اين دختر خرج كرده با اين اراده نبوده كه از پدر دختر بگيرد و نه پدر دختر گفته است شما بر دخترم خرج كنيد و من به شما مقدار مصرف شما را ميدهم و نه كدام قاضياي حكم كرده است. بنابراين آقاي نعمت الله حق ندارد چيزي را كه براي جلب رضايت خدا نموده، عوضش را از قلندر بگيرد.
جواب ﻫ: پولي كه آقاي نعمت الله در مقابل بچه داده، ميتواند از قلندر بگيرد زيرا هبه بالعوض بيع است. و هر وقت كه هبه باطل شد پولي كه در عوض داده و بمنزله ثمن است ميتواند آن را پس بگيرد.
والله أعلم بالصواب
خدا نظر -عفا الله عنه-
دار الافتاء حوزه علميه دار العلوم زاهدان 11/6/1366ﻫ.ق